شهيد سيد عبد الكريم هاشمى نژاد

116

درسى كه حسين ( ع ) به انسانها آموخت ( فارسي )

تصميم گرفت فرزند شهوت‌پرست و عيّاش خود يزيد را به ولايت‌عهدى نصب كند و از اجتماع تيره بخت آن روز براى او بيعت بگيرد . اين كار هم طبق نقشهء پيش‌بينى شده به سامان رسيد و معاويه توانست پايه‌هاى حكومت يزيد را پس از خود با نيرنگ و تهديد و تطميع و افترا پابرجا سازد . با اين حساب ، تا اينجا فرزند ابو سفيان در همهء كوششهايى كه براى رسيدن به هدفهاى اصلى و باطنى خود انجام داد با موفقيت رو به رو گشت . اكنون معاويه در بستر مرگ است ، در حالى كه بنى اميه به طور كامل بر تمام منابع قدرت و بر سراسر حكومت اسلامى مسلطند و على و خاندان پاك آن حضرت سخت مورد سب و لعن و انواع اهانت قرار دارند . اجتماع در مرحلهء بسيار حساسى قرار گرفته بود كه خطرناك‌تر از همه مسير افكار و عقايد مسلمانان بود كه به آسانى به وسيلهء دستگاههاى تبليغاتى وسيع حكومت بنى اميه رهبرى مىشد و اين دستگاه شيطانى به ساده‌ترين وجه مىتوانست ناپاكان و اهريمنهاى اجتماع را پاك و فرشته جلوه دهد و سمبلهاى بزرگ انسانيت و پاكى را بىفضيلت و ناپاك معرفى نمايد . اين دستگاه اهرمنى با كوشش هر چه بيشتر در راه انجام هدفها و آمال معاويه مشغول فعاليت بود تا آنجا كه حسين بن على عليه السّلام در يك شرايط سخت و ناگوار جمعى از اصحاب و تابعين رسول خدا را جمع كرد و قسمتى از حقايق اصيل اعتقادى اسلام را در آنجا بر شمرد . ولى نكتهء مهم و تكان‌دهنده اين است كه مىفرمايد : « . . . فانى اخاف أن يندرس الحق و يذهب . . . ، من اين حقايق را مىگويم زيرا مىترسم حق يكباره مندرس شود و نابود گردد » . آرى معاويه با اين نيرنگها و حيله‌هاى شيطانى سنگر به سنگر خود را به هدفهاى درونىاش ، يعنى انهدام اسلام و قدرت اسلامى و به وجود آوردن يك حكومت نيرومند نژادى به جاى آن كه به طور موروثى در خاندانش باقى بماند ، نزديك كرد . اما مسأله مهم اينجاست كه معاويه در همهء مراحل مراقب است تا با حفظ ظواهر بسيارى از مقررات دين و عدم تظاهر به مخالفت با اسلام هيچ گونه بهانه‌اى به دست مخالفان خود و به خصوص بنى هاشم ندهد تا آنها از اين راه نتوانند زمينهء امت را براى يك قيام خدايى و سپس بهره‌بردارى از آن آماده سازند . فرزند ابو سفيان اگر على را سب مىكند به نام دين و تحت عنوان حمايت از اسلام است و خود در مقدمهء لعن و سب بر بالاى منبر مىگويد : « اللهم ان ابا تراب الحد فى دينك و صد عن سبيلك . . . » او اگر مردم ساده‌دل و بىدرك اجتماع را براى جنگ عليه على بن ابى طالب